سه شنبه 1385/07/11
اگر من به زبان انسان و ملائک صحبت کنم،اما عشق نداشته باشم، ناقوس زندگی پر سر و صدا هستم که فقط جرینگ جرینگ صدا میکند. اگر قدرت پیامبر گونه داشته باشم، و همه علوم و رموز را بدانم، اگر ایمانم به قدری باشد که بتوانم کوهها را حرکت دهم، اما عشق نداشته باشم هیچ چیز نیستم.اگر همه داشتههایم را رها کنم و اگر جسمم را برای سوزانده شدن تحویل دهم، اما عشق نداشته باشم، هیچ چیز به دست نیاوردهام. عشق صبور و مهربان است؛ عشق حسود و خودستا نیست. او متکبر و خشن نیست. راهش را به دیگران اصرار نمیکند. او زود رنج و بیمیل نیست. او به اشتباه به وجد نمیآید بلکه به جا و به حق مسرور میشود. عشق تحمل همه چیز را دارد. به همه چیز امیدوار است،در برابر همه چیز بردبار است. عشق هرگز به پایان نمیرسد، بر خلاف رسالت که گذراست، بر خلاف زبان که متوقف میشود، بر خلاف دانش که فانی است. زیرا دانش ما ناقص و از بین رفتنی است و رسالت ما نیز نا کامل است. اما هنگامی که کمال میآید، بی کمال فانی میشود.وقتی که بچه بودم حرفهایم کودکانه بود، افکارم کودکانه بود؛ دلایلم کودکانه بود؛ وقتی مرد شدم از همه عادتهای کودکانهام دست برداشتم. پس ایمان، امید و عشق وفادارند و ایستادگی میکنند، اما بهترین آنها عشق است.
نوشته شده توسط آرتان پیل پایه در ساعت 21:24 | لینک
|
